کد خبر : 29132
۳:۵۴ ب.ظ - دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۱
امیر منصوری نوشت؛

یادداشت/ مذاکره با شیطان

تاریخ سی و هشت سالۀ انقلاب اسلامی راکه مرورمی کنیم در می یابیم هرجایی که با توکل و امید به خداوند، به توانایی های خود تکیه کردیم و چشم به بیگانه ندوختیم نتیجۀ آن موفقیت بود و هر جایی که از توانایی ها و استعدادهای داخلی غافل شدیم و چشم به بیگانه دوختیم نتیجۀ آن ذلت و شکست بوده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قلمکده ، امیر منصوری در یادداشتی نوشت؛ تاریخ سی و هشت سالۀ انقلاب اسلامی راکه مرورمی کنیم درمی یابیم هرجایی که با توکل و امید به خداوند، به توانایی های خود تکیه کردیم و چشم به بیگانه ندوختیم نتیجۀ آن موفقیت بود و هر جایی که از توانایی ها و استعدادهای داخلی غافل شدیم و چشم به بیگانه دوختیم نتیجۀ آن ذلت و شکست بوده است.

به عنوان مثال تاریخ نهضت انقلاب اسلامی ایران را که مرور می کنیم، در سیزده آبان ماه سال    چهل و سه، امام خمینی(رحمه الله علیه) به دلیل اعتراض به لایحه ذلت بار کاپیتالاسیون، توسط ماموران ساواک دستگیر و با مظلومیت و غربت تمام به ترکیه تبعید گردید، در ترکیه به حدی به  این مرجع عالی مقام جهان اسلام توهین گردید که حتی ایشان را خلع لباس کردند و بعد از حدود یک سال از ترکیه به نجف تبعید شدند و از آنجا به رهبری نهضتی که خود پایه گذار آن بودند پرداختند.

سپس بعد از حدود سیزده سال حضور در عراق، بر اثر فشارهای حزب بعث، امام خمینی(رحمه الله علیه) مجبور به ترک عراق و سفر به کویت گردید، اما حکومت وقت کویت هم از حضور او در این کشور امتناع کرد و در اینجا بود که امام امت(رحمه الله علیه) فرمود: اگر هیچ جای دنیا هم مرا راه ندهند بر روی آبهای آزاد میروم و پیام خود را به دنیا صادر می کنم.

حال این ابرمرد تاریخ، این چنین با اخلاص برای یاری دین خدا و برپایی حق و حقیقت، همۀ هستی و توان خود را گذاشت و چه زیبا خدای قادر مطلق و غنی بالذات، پاسخ امام و امت امام را داد. در سیزده آبان سال۴۳ در غربت و تنهایی، امام(رحمه الله علیه) از ایران تبعید گردید ولی در دوازدهم بهمن ماه پنجاه و هفت با بزرگترین استقبال تاریخی وارد ایران گردید و به محض ورود او با چه سرعت سرسام آوری حوادث به نفع انقلاب به پیش می رفت.

پایگاه های نظامی و مراکز دولتی یکی پس از دیگری سقوط می کرد، حکومت نظامی که آغاز آن از ساعت ۹شب به ساعت ۴بعدازظهر تغییر یافته بود به فرمان امام امت شکسته شد و مردم به خیابان ها ریختند و با این فرمان طرح کودتای نظامی خنثی گردید.

نیروی هوایی ارتش در نوزدهم بهمن ماه با امام امت بیعت کردند و به این ترتیب خداوندی که الفت قلوب دست اوست -علی رغم میل همۀ ابرقدرت ها و مستکبران- همۀ شرایط را به برکت اتکای به او، برای پیروزی و به ثمر نشستن انقلاب فراهم کرد و انقلاب پیروز شد.

اما با پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنی طاغوتی شیاطین داخلی و خارجی با این انقلاب نه تنها تمام نشد بلکه شدت بیشتری به خود گرفت. زیرا آنان که ایمان آوردند الله را به عنوان ولی و سرپرست خود انتخاب کردند و آنان که کافر شدند طاغوت را به عنوان سرپرست خود انتخاب کردند و جهاد جنودالله با جنودطاغوت از زمان آفرینش بشر بین هابیل و قابیل بوده است و تا زمان ظهورآخرین ذخیرۀ الهی ادامه خواهد داشت و امام امت با الهام از قرآن به ما آموخت رابطۀ با شیاطین و طاغوتیان که در رأس آن شیطان بزرگ آمریکاست مانند رابطۀ گرگ ومیش است، چراکه قرآن میفرماید: «الله ولی الذین امنوا والذین کفروا اولیایهم الطاغوت» و ارتباط خدا با طاغوت و شیطان معنا ندارد.

در آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی لانۀ جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام تسخیر شد و به تبع آن مدتی بعد حادثۀ طبس اتفاق افتاد و در آن زمان که همه خواب بودند و سکوتی مرگبار همه جا را فراگرفته بود سپاهیان ابرهه سوار بر فیل های خود وارد صحرای طبس شدند و در این هنگام شن ها، ابابیل وار مأمور خدا گشتند و مکر و نقشۀ سپاهیان ابرهه را نابود و ضایع ساختند.

باز هنوز کمتر از یک سال از پیروزی انقلاب نگذشته بود که دشمنان انقلاب دست به ترورهای ناجوانمردانه و حذف فیزیکی نیروهای انقلاب زدند که در رأس آن ترور شهیدمطهری، شهیدبهشتی و شهدای حزب جمهوری، ترور شهیدمفتح، باهنر و رجایی بود ولی تمام این موارد ذره ای خلل در ارادۀ پولادین ملت خدا باور و معتقد ایران ایجاد نکرد و ملت با انگیزه ای قوی تر از قبل در راه پیشبرد اهداف انقلاب به رهبری امام خمینی(رحمه الله علیه) تلاش می کرد.

به موازات حوادث تلخ ذکر شده و حوادث بسیاری دیگر از این قبیل، جنگ تحمیلی برعلیه ملت ما آغاز گردید و یک ملت یکه و تنها در برابر همۀ دنیا ایستادگی کرد و با ایمان و اعتقاد به خدای متعال و تکیه بر توانایی های داخلی وارد عرصۀ این جنگ ناجوانمردانه و نابرابر گردید و خداوند به پشتوانۀ ایمان و عزم راسخ این ملت خرمشهرها را یکی پس از دیگری آزاد کرد و حتی یک وجب از خاک کشور جدا نشد و همین مورد و مواردی دیگر از این قبیل در طول تاریخ انقلاب اسلامی، برای دیگر مستضعقین جهان هم الگو گردید و به عنوان نمونه حزب الله لبنان در جنگ ۳۳روزه با الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران، برای اولین بار به افسانۀ شکست ناپذیری رژیم منحوس وغاصب صهیونیستی پایان داد.

تاریخ ۳۸سالۀ انقلاب اسلامی مملو است از این حوادث، که با حساب های مادی ما حتی یکی از آنها برای نابودی انقلاب کافی است ولی در تمامی موارد نصرت الهی که به وضوح قابل رویت است به مدد این انقلاب اسلامی آمده و با همۀ این فتنه ها و کارشکنی ها نهال نوپای بهمن سال۵۷ اکنون به شجرۀ طیبه ای تبدیل شده است که امتداد آن در عراق و یمن و لبنان و بحرین می باشد.

اما از ابتدای انقلاب، جریانی در کشور باوربه سنت های الهی و توانایی های ملت در مقابله با ابرزورگویان و ابرمستکبران نداشته است و علی رغم پیروزی هایی که با اعتماد به خدای متعال و تکیه بر توان داخلی ملت و چشم ندوختن به بیگانه بدست آمده است هنوز این جریان بر اعتقاد غلط خود مصر است.

در این سال های اخیر فرزندان غیور این ملت، در فناوری هسته ای به پیشرفت های قابل توجه و چشم گیری دست یافتند و در مقابل، مستکبرین و زورگویان برای جلوگیری از پیشرفت ملت ایران اقدام به فشار، تهدید و تطمیع کردند و همان جریانی که ذکر شد و از ابتدا اعتقاد به زد و بند با شیاطین داشت در این مورد هم بر موضع خود مصر بود و شرایط به سمت و سویی رفت که با شیاطین پای میزمذاکره بنشینیم.

اما از قدیم بین ما رسم بوده است وقتی کسی به سفر می رود برای بدرقۀ راه او، آب پشت سرش می ریختیم که با سلامت برگردد اما این بار پشت سر دولت مردان دیپلمات کشورمان، خون شهدای فناوری هسته ای و جهاد علمی را ریختیم که عزیزترین و گرانبهاترین ذخایر این ملت بودند تا با فناوری غنی سازی بیست درصد اورانیوم آنها، با دست برتر در مقابل ابرزورگویان و ابرمستکبران پای میز مذاکره بنشینند و خروجی مذاکرات به نفع ملت و مستضعفان جهان باشد.

اما امروز می بینیم رییس جمهور شیطان صفت آمریکا که دست های چدنی اش بیش از هر زمان دیگری از زیر دستکش های مخملی نمایان شده، با بالاترین حد تکبر و غرور می گوید «بدون اینکه حتی یک گلوله به سمت ایران شلیک کنیم فناوری هسته ای را در این کشور متوقف کردیم» یا وزیر خارجه گرگ صفت وددمنشش به همتای بعدی خود وصیت می کند فشار را از روی ایران برندارد.

مگر قرآن به ما نیاموخته که تکبر و غرور از صفات شیطان است و به همین خاطر از درگاه الهی رانده شد.

مگر شیطان به عزت خداوندی قسم نخورده است که همۀ بندگان را جز مخلصین اغوا کند آنجا که میگوید «فبعزتک لاغوینهم اجمعین الاعبادک المخلصین» و مگرامام امت به ما نیاموخت «رابطۀ ما با آمریکا مانند رابطۀ گرگ ومیش است».

حال مذاکرۀ برد-برد با چنین دشمن قسم خورده ای چه مفهومی دارد؟! آیا تحقق چنین مذاکره ای امکان پذیر است؟ اکنون که شیطان بزرگ نقض عهد کرده است و تحریم ها علیه ما را تمدیدکرده، چرا دولتمردان ما اقدامی متقابل انجام نمی دهند؟

فاین تذهبون؟!!!

سلام بر مجاهدان و شهیدان و سلام برشهدای جهادعلمی

مذاکره-با-شیطان

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها